Zoha.N – A blog

…و این طبل های تو خالی

February 9, 2010 · 3 Comments

خب بالاخره بعد از این همه استرس و فشارهای عصبی که این ترم داشتم و مخصوصا برای ارائه پروژم،امروز تونستم یه نفس راحتی بکشم.یعنی دیگه فقط مونده اول اسفند که دفاعیه هم انجام بشه که بیخودی 4 نمره نپره!
دیروز که برای ارائه پروژم رفته بودم دفتر استاد گرامی،قبل از من یه نفر دیگه نشسته بود و داشت پروژش رو برای استاد توضیح میداد که گویا طراحی سایت هم بود و اونقدر با آب و تاب تعریف میکرد از کارش که من یه لحظه احساس هیچ بودن کردم! داشت میگفت که قراره تا دو ساعت دیگه بره با فرهنگسرای خاوران قرارداد همکاری ببنده و چون اونجا یه محیط کاملا سنتی هستش قراره که تمام کارهای اینترنتی و کابل کشی و طراحی سایت برای کتابخانه و خلاصه همه چیز رو بسپارن به دست این جوجه خانم! اعصاب من به قدری داشت بهم میریخت که میخواستم از دفتر بیام بیرون اما سعی کردم خودم رو کنترل کنم و بیشتر به خودم بقبولونم که اینا همش زر زیادیه!
و در آخر توضیحاتش کار به اونجا کشید که اطلاعات پایگاه دادش کلی خرابی و ناقصی داره و استاد گرامی با کمال احترام فرمودند که پس هنوز کلی کار داره این!! برو کاملش کن و بیار….البته بماند که زبون ریختن های این خانوم تمومی نداشت و یک ذره هم کم نیوورد!
اما نوبت من که شد….اونقدر همه چیز آروم و بی سر و صدا و با شیرفهمی تموم بیان شد که نه تنها جای هیچ ایرادی نذاشت که حتی استادم خیلی هم خوشش اومد و گفت اصلا هم از جلسه دفاعیه نترس که یک شیر قوی پشتت هست!!! (این جریان شیر یه داستان کوتاه راجع به خرگوش پروژه نویس هست که “چگونه میشود یه خرگوش یک روباه رو خورد؟” که خودش مفصله)
خلاصه اینکه فعلا اونقدر کارها داره خوب پیش میره که به قول شاعر..
منو و این همه خوشبختی محاله!
./

→ 3 CommentsCategories: Daily · Privetically

.

February 4, 2010 · 7 Comments

این رو بفهم که فرق هست بین کارهایی که از روی محبت انجام میشه با کارهایی که از روی احترام. پس اگه احترامت رو نگه میدارند دلیل به عشق و دوستی نیست!

Photo via: Cassia

→ 7 CommentsCategories: Privetically
Tagged:

Fly With Me…

January 27, 2010 · 3 Comments

هیچ وقت دوست ندارم به کسی قول انجام کاری رو بدم چون کم پیش میاد از پسش بر بیام. حتی در مورد کارهای شخصی خودم! برای همین هم هیچ وقت مسئولیت کاری رو به عهده نمیگیرم. میخواستم توی این وبلاگ جدیدم قول یه چیزایی رو بدم که فکر کنم حرف نزنم بهتره. فعلا دو تا آهنگ توش هست،امیدوارم که آرامش بخش باشه براتون :)

Waltzés ~ Fly With Me…

Photo via: me

→ 3 CommentsCategories: Friendliness
Tagged: ,

Friendship is not a big thing – it’s a million little things

January 26, 2010 · 2 Comments

دقیقا اولین کسی که توی دنیای آی تی وبلاگی باهاش آشنا شدم مهرداد بود.از همون اول وقتی ازش سوالی،اشکالی میپرسیدی جواب میداد و سعی میکرد که مشکل تا اونجایی که بلده حل کنه(که همیشه هم بلد بود!)
خیلی وقت بود که دنبال یه فرصتی بودم که بتونم یه تشکر درست و حسابی ازش بکنم به خاطر همه مهربونی هاش و لطف هایی که بدون هیچ چشم داشتی برام انجام داد.مخصوصا برای اون ترمی که سی دی های Visual studio میخواستم و ترم پیش که کارآموزی داشتم و همین چند روز پیش که بالاخره کمک کرد این لپ تاپ ها رو شبکه کنم!
مهندس جان مرسی مرسی :)

Photo via: me

→ 2 CommentsCategories: Friendliness
Tagged: ,

Fresh Feeling

January 23, 2010 · 5 Comments

در طی وبگردی هایی که گاها خواسته و ناخواسته به وجود میاد به سایت هایی بر میخورم که به نظرم حیف میاد اگه کسی اینها رو نبینه. واقعا جای صدها تاسف داره که ایران تنها و تنها کشوری هست که نمیتونه از این بازار جهانی اینترنت استفاده کنه چه به عنوان فروشنده چه به عنوان خریدار!
سایت White Forest Pottery یکی از زیباترین Handmade ها رو داره در لوازم دکوری منزل که البته قیمت هاش به نظر من که چند سایت مشابه دیگه هم دیدم کمی زیادتر از حد معمول هست ولی کارهاش بی نظیره! مثلا این Rose Bowl هاش که من عاشقشونم!
الان مدتی هست که توی این فکرم اگه بشه منم بتونم بعضی از کارهام رو به صورت کارت پستال با قیمت های خیلی مناسب برای فروش بذارم.مخصوصا الان که داریم به سال جدید نزدیک میشیم میتونه فرصت خوبی باشه.ولی خب فعلا در حد یه فکره.اگه کسی پیشنهادی داره یا مثلا فکر میکنه میتونه به نوعی همکاری،همفکری یا کمکی کنه،بهم بگه استقبال میکنم.

ز . ز :
- متاسفانه به دلایل معلوم و نا معلومی meneut از بین رفت.اما سعی میکنم تا قبل از عید یه فکری براش بکنم.
- سربرگ وبلاگ هم عوض شد./

→ 5 CommentsCategories: Friendliness
Tagged: