A place to write

Zoha Nve blog

Month: February, 2010

No Channel

یادش بخیر Channel Sport تنها فروشگاهی بود که دکورش منحصر به فرد بود و من می پسندیدم؛ الان چند ماهی هست که تبدیل شده به یک کافه رستوران بی نام! یعنی تنها چیزی که میبینی دو تا مجسمه پا هست که سر در ورودی نصب شده که به سختی میشه مشتریان داخل رو برانداز کرد!
اصلا من نمیفهم جریان این بیلبوردهای تبلیغاتی رستوران هایی که فقط یه تلفن گذاشتن و نوشتن تلفن رزرو یعنی چی؟؟ یعنی یارو حتی یه زحمت هم نداده آدرس رو مرحمت کنه که طرف ببینه کدوم گوری هست!
جدا فکر کردن خیلی متجدد و باکلاس میشن این جوری؟!!

Photo via: round top photography

Advertisements

Challenge

به نظر من اگه یه عطر زنونه بتونه 50 تا 60 درصد به جذابیت یه خانوم کمک کنه، یه عطر مردونه میتونه 80 تا 90 درصد جذابیت مرد رو بالا ببره!
و تعجبم چرا درصد استفاده عطر مردونه بین پسرهای ما اینقدر کمه!!

پ . ن : دیشب Challenge رو برای پدر عزیز کادو گرفتم./

Photo from Here

Morning Beauty

یادش بخیر یکی دو سال پیش چقدر روز ولنتاین مسیج های عاشقانه و فانتزی و فیلسوفانه میگرفتم…!
برای روز ولنتاین دنبال یه عکس منحصر به فرد بودم که بذارم اینجا اما چیزی پیدا نکردم. امشب اینو توی سایت fashiongonerogue دیدم و کاملا احساس کردم همونی هست که میخواستم!

پ . ن : دلیل مسدود شدن جیمیل رو نمیفهمم و دلیل فیلتر شدن Tumblr که نمیشه لاگین شد./

Photo via: Steven Meisel

♥ e-book


یکی از سرگرمی های مورد علاقم ورق زدن مجله های دکوراسیون خونه و مدل سر و لباس و به اصطلاح فشنیه! معمولا هم وقتی سفر خارج میرم سعی میکنم یکی دو تا از این مجله ها بخرم و البته هر چی مجله و کاتالوگ توی هتل باشه ور میدارم میارم! اخیرا یه سایتی بهم پیشنهاد شده که میشه توش بعضی از مجله های پرفروش رو به صورت e-book دانلود کنی.قبل از امتحاناتم چند تا مجله photography و home decoration دانلود کردم که خیلی جالب بود البته خیلی از مجله ها رو هم نتونستم پیدا کنم. (اگه کسی سایت جامع تری سراغ داره معرفی کنه) …امروز هم مجله Woman & Home رو دانلود کردم که فوق العاده است!

Photo frome Woman & HomeELLE Decor

…و این طبل های تو خالی

خب بالاخره بعد از این همه استرس و فشارهای عصبی که این ترم داشتم و مخصوصا برای ارائه پروژم،امروز تونستم یه نفس راحتی بکشم.یعنی دیگه فقط مونده اول اسفند که دفاعیه هم انجام بشه که بیخودی 4 نمره نپره!
دیروز که برای ارائه پروژم رفته بودم دفتر استاد گرامی،قبل از من یه نفر دیگه نشسته بود و داشت پروژش رو برای استاد توضیح میداد که گویا طراحی سایت هم بود و اونقدر با آب و تاب تعریف میکرد از کارش که من یه لحظه احساس هیچ بودن کردم! داشت میگفت که قراره تا دو ساعت دیگه بره با فرهنگسرای خاوران قرارداد همکاری ببنده و چون اونجا یه محیط کاملا سنتی هستش قراره که تمام کارهای اینترنتی و کابل کشی و طراحی سایت برای کتابخانه و خلاصه همه چیز رو بسپارن به دست این جوجه خانم! اعصاب من به قدری داشت بهم میریخت که میخواستم از دفتر بیام بیرون اما سعی کردم خودم رو کنترل کنم و بیشتر به خودم بقبولونم که اینا همش زر زیادیه!
و در آخر توضیحاتش کار به اونجا کشید که اطلاعات پایگاه دادش کلی خرابی و ناقصی داره و استاد گرامی با کمال احترام فرمودند که پس هنوز کلی کار داره این!! برو کاملش کن و بیار….البته بماند که زبون ریختن های این خانوم تمومی نداشت و یک ذره هم کم نیوورد!
اما نوبت من که شد….اونقدر همه چیز آروم و بی سر و صدا و با شیرفهمی تموم بیان شد که نه تنها جای هیچ ایرادی نذاشت که حتی استادم خیلی هم خوشش اومد و گفت اصلا هم از جلسه دفاعیه نترس که یک شیر قوی پشتت هست!!! (این جریان شیر یه داستان کوتاه راجع به خرگوش پروژه نویس هست که “چگونه میشود یه خرگوش یک روباه رو خورد؟” که خودش مفصله)
خلاصه اینکه فعلا اونقدر کارها داره خوب پیش میره که به قول شاعر..
منو و این همه خوشبختی محاله!
./